مهدي موعود عج
دل بي تو به جان آمد . مهدي جان بيا
آيا امام ‏زمان همسر و فرزند دارد؟

آيا امامزمان همسر و فرزند دارد؟

مطلب ديگر كه احيانا مطرحميشود اين است كه آيا امام زمان،عليهالسلام، زن و فرزند دارد يا خير؟و البته در اطراف اين سؤال هم پرسشهاي ديگري كه مطرح است كهاگر امام ازدواج نكرده چگونه سنتپيامبر را ترك نموده؟ و اگر ازدواجكرده آيا اولاد دارد يا خير؟ و اگراولاد ندارد آيا همسر ايشان نازاست يا خير؟ و اگر اولاد دارد آنها كجاهستند؟ و اگر فوت كردهاند كي و كجا بوده و اگر زندهاند آيا آنها نيز همانندخود حضرت طول عمر دارند يا خير؟ و سؤالهاي پيوسته و سلسلهوار كهدر اين خصوص مطرح ميشود. لكن حق مطلب اين است كه هيچ دليلي برهمسر و اولاد داشتن امام زمان نيست، بلكه احيانا دليل بر نفي آن همدر شرايط فعلي وجود دارد. اما دررابطه با اينكه ازدواج سنت نبوي،صلياللهعليهوآله، است به احتمال عقلي دو مساله مطرح است يكي اينك هبگوييم ازدواج في نفسه سنتي است ازسنن پيامبر، هر چند هيچ مسالهاي همبه دنبال آن نباشد «ان من سنتيالنكاح» (1) ولي معلوم نيست كه اينصورت صحيح باشد. لذا احتمال دوم مطرح ميگردد زيرا روايات ديگريناظر بر اين هستند كه انسان ازدواج كند و بچهدار شود تا نسل مباركاسلام فزوني يافته و زياد شود «تثقلالارض بلااله الاالله» (2) كه البته اينكه در روايات آمده چيز واجبي نيست زيرا اگر ضرورت جامعه اسلامي ونيازهاي قطعي عالم ايجاب كند كهامام زمان، عليهالسلام، تنها زندگيكند; ديگر عنوان سنت، پيامبر به هرمعنا باشد، هر چند به صورت مقطعي،منتفي خواهد بود و بحث اهم و مهممطرح است كه سنت پيامبر برايمصالح عامه و جامعه اسلامي تركشده و اين اشكالي ندارد. البته بحث ما در وجود همسر و فرزندان بر امامزمان، عليهالسلام، قبل از ظهور استو گر نه ما بر وجود همسر و فرزند براي حضرت صاحبالامر، عليهالسلام، بعد از ظهور دلائليداريم.

براي اين ادعا كه امام زمان،عليهالسلام، قبل از ظهور همسر وفرزنداني دارد به روايتي استدلالشده كه مرحوم شيخ طوسي، (3) دركتاب بسيار نفيس و ارزشمند خود بهنام «الغيبة» آن را ذكر نموده است.اين روايت از حضرت صادق،عليهالسلام، نقل شده است كه ايشانفرمودند:

مطلع نيستبر مكان امام زمان درايام غيبت هيچ كس نه از اولاد امام ونه غير اولاد مگر غلامي كه متصديكارهاي آن حضرت است و فقط او ازمحل امام مطلع است. (4)

به اين روايت استدلال شده كهامام صادق فرمودند:

لايطلع علي موضعه احد منولده و لاغيره.

پس معلوم ميشود كه امام زماناولاد دارد و وقتي فرزند داشت قطعاهمسر هم دارد. لكن مرحوم نعماني (5) كه از اجله علماي اسلام است در كتاب«الغيبة» خود روايت را «من وليه» (6) نقل كرده نه «من ولده» يعني هيچكسنه دوست نه غير دوست بر جايگاهامام زمان، عليهالسلام، مطلع نيستمگر آن خدمتكاري كه متصدي كارهاي آن حضرت است.

با اين نقلي كه مرحوم نعماني ذكرفرموده نميتوان به نقل شيخ طوسياستدلال كرد; زيرا «اذاجاء الاحتمالبطل الاستدلال» و به نظر ميآيد كلمه«ولي» هم بهتر است چون با كلمه مولي كه در انتهاي روايت آمده انسباست و سازگارتر.

مرحوم سيدبنطاووس، در كتابيبه نام «جمال الاسبوع» كه جمعآوريو تدوين فرموده و اعمال هفته را ازشنبه تا جمعه با مستحبات و زياراتو اعمال ذكر نموده از حضرت رضا،عليهالسلام، زيارتي نقل ميكند كهامام هشتم فرموده است: «اين زيارترا براي امام زمان، عليهالسلام،بخوانيد». در فقرهاي از اين زيارتچنين آمده است:

اللهم اعطه في نفسه و اهله وولده و ذريته و امته و جميعرعيته ما تقر عينه و تسر بهنفسه.. (7)

خدايا به امام زمان، عليهالسلام، درمورد خودش، خانواده و اولادش، و ذريه و امت و رعايايش آنقدر عطا فرما كه چشمش روشن و دلش شادمان گردد.

بنابراين زيارت امام زمان،عليهالسلام، نه فقط اولاد بلكه ذريه يعني نوه و غير آن هم دارد. اما به اينزيارت نامه دو اشكال وارد شدهاست. يكي اشكال سندي كه سندش ضعيف است و از اعتبار كافيبرخوردار نيست و ديگر اينكه نظارتي به اين مطلب كه اهل و ذريه آنحضرت مربوط به دوران غيبت باشند ندارد بلكه شايد مربوط بهدوران ظهور و حضور آن بزرگوارباشند.

همچنين سيدبنطاووس (8) از امامهشتم، عليهالسلام، زيارت ديگريبراي امام زمان، عليهالسلام، نقلكرده كه در فقرهاي از آن چنين آمدهاست:

اللهم صل علي ولاة عهده والائمة من ولده (9)

اما بايد توجه داشت در اين مورد نيز دو نقل وجود دارد يكي «الائمة منولده» و ديگري «الائمة من بعده» وچون دو نقل محتمل هستند بههيچكدام نميتوان استدلال بر مدعاكرد. البته ما ميدانيم كه بعد از امامزمان، عليهالسلام، ائمهاي وجودندارد، حال يا فقها، يعني نواب عامامام زمان منظور هستند كه دارايمقام ولايت ميباشند به قرينه كلمهولاة عهد يا مطلب ديگري مورد نظراست لكن به هر حال با وجود دو نقل،نميتوان بطور قطع به هيچكداماستدلال و استناد كرد.

در كتاب «بحارالانوار»، علامهمجلسي، رضواناللهعليه، (10) روايتياز امام صادق، عليهالسلام، دربارهحضرت صاحبالامر، عليهالسلام،نقل ميكند كه فرمودند:

كاني اري نزول القائم فيمسجد السهله باهله و عياله. (11)

اين روايت هم سواي اشكالسندي (12) نظارت به تشريف فرمايي وظهور حضرت دارد چون نزول درمسجد سهله را بيان ميفرمايدبنابراين نميتوان از آن دلالتبرزمان غيبت رابرداشت كرد.

روايت ديگري كه بسيار جالباست و مسعودي (13) كه شيعيان وسنيان قبولش دارند آن را نقل كردهچنين است كه ميگويد: «علي بنحمزه» «وابن السراج» و «ابن ابيسعيد» خدمتحضرت رضا،عليهالسلام، مشرف شدند. علي بنحمزه ميگويد: «عرض كردم يابنرسولالله ما از زبان شما برايشيعيان نقل كردهايم كه هيچ امامي ازدنيا نميرود مگر اينكه فرزند خود راميبيند.» كه ملاحظه ميكنيد اين فقره روايت شامل امام زمان، عليهالسلام،هم ميشود لكن اين را هم جوابدادهاند كه اين ناظر به وقتشهادت يافوت امام، عليهالسلام، است پس اينروايت نيز به اعتبار شمول و صدق برامام زمان، عليهالسلام، ناظر به بعد ازظهور آن حضرت و قبل از شهادتايشان است، و جالب اين است كهوقتي علي بن حمزه اين را عرضميكند امام هشتم ميفرمايد: اضافهكرديد الا امام زمان (14) كه معلومميشود امام زمان، عليهالسلام، درهنگام شهادت يا فرزند ندارد يا اگردارد در آن وقتحضور ندارند.

به هر صورت از مجموع رواياتذكر شده ما هيچ دليلي بر اينكه الانامام زمان، عليهالسلام، زن و فرزندداشته باشد نداريم. ظاهرا اولينكسي كه صريحا به اين مطلب متعرض شده مرحوم آيةالله شيخمحمد تقي شوشتري، قدسسرهالشريف، است كه دربعضي تاليفاتش نوشته امام زمان،عليهالسلام، بعد از ظهور اگر مجاليباشد ازدواج ميكند اما در دورهغيبت هيچ دليلي برانجام اين مسالهنداريم. (15)

پينوشتها:

1. مكارمالاخلاق تاليف شيخ جليل حسن بنالفضل الطبرسي (از اعلام قرن ششم هجري)چاپ انتشارات اعلمي، لبنان ص 196.

2. همان، ص 196.

3. شيخالطائفه ابوجعفر محمدبن الحسنالطوسي(460-385 ق.)

4. عنالمفضلبنعمر قال: سمعت اباعبدالله،عليهالسلام، يقول: ان لصاحب هذاالامرغيبتين.احاهماتطول حتي يقول بعضهم مات و يقولبعضهم قتل و يقول بعضهم ذهب، حتي لايبقيعلي امرهمن اصحابه الانفريسير، لايطلع عليموضعه احد من ولده ولاغيره الا المولي الذي يليامره. «كتاب الغيبة» تاليف شيخ طوسيصص161 - 162 و نيز «بحارالانوار» علامهمجلسي، ج 52، ص 153.

5. الشيخ الاجل محمد بن ابراهيم بن جعفرالنعماني (از اكابر علماي اماميه در قرن سومهجري).

6. «... لايطلع علي موضعه احد من ولي و لاغيره الاالمولي يلي امره»، كتاب الغيبة، ص 114، ح 1.

7.مكيال المكارم، ج 2، ص 73، به نقل از جمالالاسبوع، سيد ابن طاووس، ص 506.

8. رضيالدين ابوالقاسم علي بن موسي بن جعفربن محمد بن طاووس الحسني الحسيني معروفبه ابن طاووس (م 664 ق.)

9. مكيال المكارم، ج 2، ص 76 به نقل از جمالالاسبوع.

10. علامه متتبع مولي محمد باقر مجلسي،قدسسره، (م 1110 ق.)

11. بحارالانوار، ج 52، ص 317.

12. سند اين روايتبدينگونه است: بالاسناد عنالصدوق عنمحمد بن المفضل عناحمدبنمحمدبن غمار عن ابيه عن حمدانالقلانسي عن محمد بن جمهور عن مريم بنعبدالله عن ابي بصير عن ابي عبدالله انه قال: ياابامحمد كاني اري نزول القائم في مسجد السهلةباهله و عياله. قلت: يكون منزله؟ قال نعم...

در اين سلسله سند بعضي رواة همچون «حمدانقلانسي» و «محمد بن عمار» توثيق نشدهاند وبعضي ديگر همچون «محمد بن علي بن المفضل»مجهول و مهمل هستند.

«محمد بن جمهور» نيز شديدا ضعيف است واشكالات ديگر. مگر آنكه بگوييم لزوم شرايطحجييتخبر واحد مخصوص به اخبار مشتمل براحكام فقيهه است و در غير احكام معيار يا موازينديگري مورد توجه و نظر ميباشد كه تفصيل اينبحث از حوصله اين نوشتار خارج است.

13. ابوالحسن علي بن الحسين بن عليالمسعودي (م 345 يا 363ق)، از بزرگان دانشرجال و تراجم و از شخصيتهاي علمي برجستهبوده است.

14. اثبات الوصيه، مسعودي، ص 201.

15. ضروري استبه كتاب نفيس و تحقيقي تاريخالنبي والال به قلم علامه تستري،(م1374-1281ش) از انتشارات دارالشرافه قمصفحات 112 و134 تا 131 مراجعه شود.




ادامه مطلب
نوشته شده توسط مريم | ۲۶ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۰۳:۲۲ | آرشيو نظرات (9) :موضوع |

دلتنگي ...

دلم گرفته بود بچه ها كه نشستم از تنهائي مطالبي را گفتم كه يادم اومد كه واقعا تنها نيستم بلكه يكي هست كه نظاره گر من است وبه خاطركارهايم چقدر دلش از دستم خون است براي همين فكر وعقل ودلم را روانه اقا كردم كه مطلب پائين حاصلش شد درست است كه بند وقافيه ندارد ولي گويند حرفي كه از دل برون ايد خوشست حالا اگه نظري داريد به من بديد كاري خوبي كردم اصلا در وبلاگم استفاده كردم يا نه يا حرمت شكنيست واز تو وبلاگ حذفش كنم ...  

 
يه روزي مياد من و پيدا كنه 
 
                           
                           من و از بين بدا جدا كنه
 
 
 بگه اين سينه زن وگريه كنه            
 
                                    
                            من و از بي راهي ها جدا كنه
 
 
ياابن العسكري ميگم تا كه دلم اروم بشه
 
            
                 غرق وسوزو آه ميشم تا كه خريدارم بشه
 
 
ميگن اقام مهربونه" نوكرا رو مي خره
 
                    
                  پس مي رم دعا كنم تا كه خريدارم بشه
 
 
مگه ما دل نداريم اقا مون و صدا كنيم
 
 
                      ياابن العسكري بگيم درددامون دوا كينم
 
 
مگه ما ارزوي كرببلا رو نداريم
 
 
                          با يه مهدي گفتنم كرببلا رو بخريم
 
 
بيائيد همه با هم دعا كنيم 
 
 
                       براي ظهور اون توي قنوت دعا كنيم
 
 
از خدا طلب كنيم مهدي بياد 
 
 
                              تا كه ما مهديمون و نگاه كنيم
 
 
اگه اقا مون بياد ديگه گدا ما نداريم
 
 
 
                    ديگه حرفي به نام ظلم وفسادم نداريم
 
 
خدا كنه كه زود بياد دردامون بهش بگيم
 
 
                    خدا كنه نميريم ومهديمون نگاه كنيم
 
 
من خودم خوب مي دونم كه ادم گناهكارم
 
 
                  از همه مونده تر و از كاروان جا مونده ام
 
 
ولي مهدي رو قسم مي دم به جونه مادرش
 
 
                         بگذره گناه من به حق خونه مادرش
 
 
ميگن وقتي اون مياد اباد ميشه باغ فدك 
 
 
                      پر از سبزه وگل ميوه ميشه باغ فدك



ادامه مطلب
نوشته شده توسط مريم | ۲۴ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۵۱:۴۳ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

ثانيه ها را عبور مي كنم ...

ثانيه ها را عبور مي كنم و دقايق را مرور، تا ساعتي از انتظار سبز را ورق مي زنم؛ اي ناب ترين غزل و اي روشن ترين حضور !!

چگونه باور كنم كه در اين هياهوي حيله و ريا قلبم به ياد تو نتپد؟

اي باغبان گل هاي معنويت اي كوكب هدايت !

اي بهاري ترين نسيم !

آيا ميشود روزي گرماي حضورت را حس كنم ؟

آيا آن روز زنده خواهم بود؟

هر آدينه،

      بوي ندبه،

            صداي اشك،

                           ياد فرج،

و دستان مشتاقت خسته تر از روزهاي ديگر به سمت خدا قد مي كشد تا سبد هاشان لبريز از ميوه ظهور شود.....




ادامه مطلب
نوشته شده توسط مريم | ۲۱ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۲۱:۰۷ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

حرف دل ...

اي كاش دلها آنقدر پاك و خالص بودند كه دعا ها قبل از پايين آمدن دست ها مستجاب مي شد...

اي كاش آسمان حرف كوير را مي فهميد و اشك خود را نثار گونه هاي خشك كوير مي كرد...

اي كاش واژه حقيقت آنقدر با لبها صميمي بود كه براي بيان كردن آن نيازي به شهامت نبود...

اي كاش مهتاب با كوچه هاي تاريك آشنا بود و اي كاش بهار آنقدر مهربان بود كه باغ را به دست خزان نمي سپرد...

اي كاش دوستي به قدري حرمت داشت كه شكستنش به اين زودي ها رخ نميداد...

اي كاش كسي درد دل ما رو مي فهميد به اين راحتي ها ما رو از خودش نمي رنجود...

كاش مي شد واسه
حوس رفاقت ها رو نفروخت ...
 
 

تقديم به او كه هر چه دارم از اوست


مي خوام برم به جمكران..به پيش مهدي زمان

مي خوام برم به پيش اون..تا كه كنم وفا به اون

اخه ديگه اين زمونه ...اصلا وفائي نداره

براي ديدن اقا..چشاي ما سو نداره

مي خوام برم گريه كنم .. به پيش او زجه زنم

تا كه دلش بسوزه و..براي من دعا كنه

وقتي به فكر من باشه .. برام كمي دعا كنه

مطمئنم كه اين دله ..همش به عشقش مي تپه

بازم مي گم اي اقا جون..دوست دارم قد جهون

به من لياقتي بده... شوم سرباز شاه جهون

خدا من و افريده...تا كه غلاميت وكنم

شبهاي جمعه تو حرم..گريه كنان دعات كنم

درست اين بيتاي من ...اصلا با هم جور نمي شن

ولي بگم حرفه دله..مهم نيست هم قافيه شن

 



ادامه مطلب
نوشته شده توسط مريم | ۲۱ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۱۹:۲۱ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

يا صاحب الزمان ...
 

يا صاحب الزمان ! داستان يوسف را گفتن و شنيدن به بهانه ي توست .


شرمنده ايم

مي دانيم گناهان ما همان چاه غيبت توست .


مي دانيم كوتاهيها ، نادانيها و سستيهاي ما ، ستمهايي است كه در حق تو كرده ايم .


يعقوب به پسران گفت : به جستجوي يوسف برخيزيد ،


و ما با روسياهي و شرمندگي ، آمده ايم تا از تو نشاني بگيريم .


به ما گفته اند اگر به جستجوي تو برخيزيم ، نشاني از تو مي يابيم .


اما اي فرزند احمد ! آيا راهي به سوي تو هست تا به ديدارت آييم .


اگر بگويند براي يافتن تو بايد بيابانها را در نورديم ، در مي نورديم .


اگر بگويند براي ديدار تو بايد سر به كوه و صحرا گذاريم ، مي گذاريم .


اي يوسف زهرا !


خاندان يعقوب پريشان و گرفتار بودند ،


ما و خاندانمان نيز گرفتاريم ،


روي پريشان ما را بنگر . چهره زردمان را ببين .


به ما ترحم كن كه بيچاره ايم و مضطر


اي عزيزِ مصرِ وجود !


سراسر جهان را تيره روزي فرا گرفته است .


نيازمنديم ! محتاجيم و در عين حال گناهكار


از ما بگذر و پيمانه جانمان را از محبت پر كن .


يابن الحسن !


برادران يوسف وقتي به نزد او آمدند كالايي – هر چند اندك – آورده بودند ،


سفارش نامه اي هم از يعقوب داشتند .


اما ...


اي آقا ! اي كريم ! اي سرور !


ما درماندگان ، دستمان خالي و رويمان سياه است .


آن كالاي اندك را هم نداريم .


اما... نه ،


كالايي هر چند ناقابل و كم بها آورده ايم .


دل شكسته داريم


و مقدورمان هم سري است كه در پايت افكنيم .


نااميديم و به اميد آمده ايم .


افسرده ايم و چشم به لطف و احسان تو دوخته ايم .


سفارش نامه اي هم داريم .


پهلوي شكسته مادر مظلومه ات زهرا را به شفاعت آورده ايم .


يا صاحب الزمان !


به يقين ، تو از يوسف مهربانتري .


تو از يوسف بخشنده تري .


به فريادمان برس ، درمانده ايم .


اي يوسف گم گشته ! و اي گم گشته ي يعقوب !


يعقوب وار ، چه شبها و روزها كه در فراق تو آرام و قرار نداريم .


در دوران پر درد هجران ، اشك مي ريزيم و مي گوييم :


تا به كي حيران و سرگردان تو باشيم .


تا به كي رخ ناديده ترا وصف كنيم .


با چه زباني و چه بياني از اوصاف تو بگوييم و چگونه با تو نجوا كنيم .


سخت است بر ما ، كه از دوري تو ، روز و شب اشك بريزيم .


سخت است بر ما ، كه مردم نادان ترا واگذارند .


سخت است بر ما ، كه دوستان ، ياد ترا كوچك شمارند .


يا بقّيةالله !


خسته ايم و افسرده ،


نالانيم و پژمرده ،


گريه امانمان را بريده است .


غم دوري ، ديوانه مان كرده است .


اما نمي دانيم چه شيريني و حلاوتي در اين درد و دوري است كه مي گوييم :


كجاست آن كه از غم هجران تو ناشكيبايي كند .


تا من نيز در بي قراري ، ياريش دهم


كجاست آن چشم گرياني كه از دوري تو اشك بريزد ؟


تا من او را در گريه ياري دهم


مولاي من ! ديدگانمان از فراق تو بي فروغ گشته اند .


و مي دانيم پيراهن يوسف ، يادگار ابراهيم ، نزد توست .


و اي كاش نسيمي از كوي تو ،


بوي آن پيراهن را به مشام جان ما برساند .


و اي كاش پيكي ، پيراهن ترا به ارمغان بياورد


تا نور ديدگانمان گردد .


اي كاش پيش از مردن ، يك بار ترا به يك نگاه ببينيم .


درازي دوران غيبت ، فروغ از چشمانمان برده است


كي مي شود شب و روز ترا ببينيم و چشمانمان به ديدار تو روشن گردد ؟


شكست و سرافكندگي ، خوار و بي مقدارمان كرده است .


كي مي شود ترا ببينيم كه پرچم پيروزي را برافراشته اي ؟


و ببينيم طعم تلخ شكست و سرافكندگي را به دشمن چشانده اي .


كي مي شود كه ببينيم ياغيان و منكران حق را نابود كرده اي ؟


و ببينيم پشت سركشان را شكسته اي .


كي مي شود كه ببينيم ريشه ستمگران را بركنده اي ؟


و اگر آن روز فرا رسد ...


و ما شاهد آن باشيم ،


شكرگزار و سپاسگو نجوا مي كنيم :


الحمدلله رب العالمين

 



ادامه مطلب
نوشته شده توسط مريم | ۲۱ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۱۹:۲۰ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

مهدي كجايي ؟
 
آيا ما براي آمدنش واقعا" منتظر و چشم به راه هستيم...؟؟؟
 
 


قرآن مي گه يعقوب براي يوسف گريه كرد... يعقوب مي دونست يوسفش كجاست. مي دونست سالمه... مي دونست و گريه مي كرد.... اونوقت ما كه نمي دونيم يوسف فاطمه كجاست ما چقدر بايد گريه كنيم ؟؟؟

كي آدرس مهدي (عج) رو بلده ؟؟؟؟ بگه..... سخته بر من آقا جون كه همه رو ببينم اما تو رو نبينم.....

گريه هاتون رو براي مهدي (عج) بكنين. اشكاتون رو براي پسر فاطمه بريزيد. اشكاتون رو بيمه ي مهدي كنين...

قرآن داره با مثال يوسف و يعقوب به ما ياد مي ده.....

اگه يكي از من بپرسه از امام حسين (ع) غريب تر كيه...؟ مي گم پسر فاطمه... مهدي زهراست....

دليل هم دارم... حسين سيدالشهداست... درست.... حسين مظلومه... درست.......

اما حسين يه ابوالفضل داشت... حسين علي اكبر داشت....

كيه علي اكبر امام زمان.... كيه ابوالفضلش ؟؟؟؟؟؟؟؟

چه كسي رو داره امام زمان.... دل به كي خوش كرده..!؟

از پيغمبر تا تولد امام زمان 255 سال طول كشيد تا اول امامت امام زمان 260 سال....

13
تا معصوم مظلوميتشون همه با هم 260 ساله ...اما امام زمان به تنهايي 1170 ساله كه غريبه...!



13
ماه رمضون يكي از علما تو جمكران خدمت امام زمان رسيد...

ميگه ديدم چشمهاي حضرت مهدي كوچك شده بود و زير چشماشون گود افتاده بود....گفتم چي شده آقا جون ؟؟؟..چرا اينطوري شدين؟؟؟

گفتند...از بس شيعه ها گناه ميكنن...من از دست شيعه هام به اين روز افتادم....من از ديگر اقليت ها توقع ندارم..من از شيعه هاي خودم توقع دارم....

امام زمان از دست من و تو دلش خونه.....

امام زمان ميگه : هي ميگي يابن الحسن...بعد گناه مي كني...  اونوقت من بايد شب تا روز گريه كنم و از خدا براتون طلب مغفرت كنم..... مهدي فاطمه براي ما گريه مي كنه ، ما چرا براي ايشون گريه نكنيم.....

دختري كه با مانتو مياد بيرون و چادر فاطمه رو كنار گذاشته شيعه ي امام زمانه؟؟؟؟؟

يا خانمي كه هفت قلم آرايش ميكنه و توي مجالس مختلط شركت ميكنه ؟؟؟ اين سيلي به صورت حجه بن الحسن نمي زنه ؟؟؟

گريه كنيم براي امام زمان(عج)......تا كي؟؟؟....تا وقتي كه دل امام زمان رو به دست بياريم.......

سفره ها رو ببين.......چند تا سفره پهن مي كنن براي ظهور امام زمان ... و چند تا سفره پهن مي كنن براي خونه!! و ماشين!! و شفاي بيمار!!!!.........

دختر كوچولوت اسم تمام خواننده ها و بازيگرا رو مي دونه......!!!!!

اما اصلا ميدونه اسم امام زمان چيه؟؟؟؟؟!!!

اللهم كن لوليك رو پسرت بلده بخونه؟؟؟؟؟؟

همون جور كه شعر هاي تلويزيون رو دونه به دونه حفظه ؟؟؟!!!!!!!

اينقدر كه سريال ها رو دنبال مي كني..... و وقتي هم كه نبيني از صد تا مي پرسي كه فيلم چي شد..... شده يه جمعه بگي از امام زمان چه خبر؟؟؟؟؟!!!!

مگه ما شيعه نيستيم ؟؟؟؟!

چرا دلامون رو داديم به دنيا ؟؟؟؟ چرا دلامون رو خالي كرديم از عشق امام زمان؟؟؟

روايت داريم جووناي خوب آخرالزمان شب با وضو مي خوابند... رو به قبله مي خوابند.... اگه بدونن نمي تونند نماز شب بخونن.... سرشب مي خونن..... با عشق بازي با حجه بن الحسن مي خوابه...

وقتي دستت رو بالا مي كني و مي گي اللهم كن لوليك... امام زمان (عج) دستاش رو بالا مي گيره و مي گه :

خدايا به اين بنده من هر چي مي خواد بده.....اون براي من دعا مي كنه.......

روضه مي ريم، گريه مي كنيم.....عروسي مي ريم، ميرقصيم...

با نماز شب خوان مي شينينم، التماس دعا مي ديم.....اما با شراب خور مي شينيم، خوش و بش مي كنيم....

يه جور باش.....امام زماني باش.....چرا زيگزاگي مي ري؟

با ساقي توي دانشگاه رفيقيم......با بسيجي توي دانشگاه هم رفيقيم.....

براي همينه رشد نمي كنيم.....براي همينه چوب مي خوريم. يا زنگيه زنگ ...يا رومي روم.....

اگه حسين رو قبول داري...پس دم خونه ي يزيد چي كار ميكني....!؟

اينو به خودم هم مي گم....چون منم بعضي وقتا اين اشتباهات رو مرتكب مي شم.....

طفلي امام زمان كه ما شيعه هاشيم....يه كم فكر كنيم.......حيفه به خدا



اللهم عجل لوليك الفرج،

          والعافيه و النصر،

                 و جعلنا خير من انصاره و اعوانه،

                             والمستشهدين بين يديه...




ادامه مطلب
نوشته شده توسط مريم | ۲۱ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۷:۵۶:۴۲ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

۱-

درباره من
آرشیو مطالب
موضوع بندی مطالب
موضوعي ثبت نشده است
پیوندها
امکانات