مهدي موعود عج
دل بي تو به جان آمد . مهدي جان بيا
آيا امام ‏زمان همسر و فرزند دارد؟

آيا امامزمان همسر و فرزند دارد؟

مطلب ديگر كه احيانا مطرحميشود اين است كه آيا امام زمان،عليهالسلام، زن و فرزند دارد يا خير؟و البته در اطراف اين سؤال هم پرسشهاي ديگري كه مطرح است كهاگر امام ازدواج نكرده چگونه سنتپيامبر را ترك نموده؟ و اگر ازدواجكرده آيا اولاد دارد يا خير؟ و اگراولاد ندارد آيا همسر ايشان نازاست يا خير؟ و اگر اولاد دارد آنها كجاهستند؟ و اگر فوت كردهاند كي و كجا بوده و اگر زندهاند آيا آنها نيز همانندخود حضرت طول عمر دارند يا خير؟ و سؤالهاي پيوسته و سلسلهوار كهدر اين خصوص مطرح ميشود. لكن حق مطلب اين است كه هيچ دليلي برهمسر و اولاد داشتن امام زمان نيست، بلكه احيانا دليل بر نفي آن همدر شرايط فعلي وجود دارد. اما دررابطه با اينكه ازدواج سنت نبوي،صلياللهعليهوآله، است به احتمال عقلي دو مساله مطرح است يكي اينك هبگوييم ازدواج في نفسه سنتي است ازسنن پيامبر، هر چند هيچ مسالهاي همبه دنبال آن نباشد «ان من سنتيالنكاح» (1) ولي معلوم نيست كه اينصورت صحيح باشد. لذا احتمال دوم مطرح ميگردد زيرا روايات ديگريناظر بر اين هستند كه انسان ازدواج كند و بچهدار شود تا نسل مباركاسلام فزوني يافته و زياد شود «تثقلالارض بلااله الاالله» (2) كه البته اينكه در روايات آمده چيز واجبي نيست زيرا اگر ضرورت جامعه اسلامي ونيازهاي قطعي عالم ايجاب كند كهامام زمان، عليهالسلام، تنها زندگيكند; ديگر عنوان سنت، پيامبر به هرمعنا باشد، هر چند به صورت مقطعي،منتفي خواهد بود و بحث اهم و مهممطرح است كه سنت پيامبر برايمصالح عامه و جامعه اسلامي تركشده و اين اشكالي ندارد. البته بحث ما در وجود همسر و فرزندان بر امامزمان، عليهالسلام، قبل از ظهور استو گر نه ما بر وجود همسر و فرزند براي حضرت صاحبالامر، عليهالسلام، بعد از ظهور دلائليداريم.

براي اين ادعا كه امام زمان،عليهالسلام، قبل از ظهور همسر وفرزنداني دارد به روايتي استدلالشده كه مرحوم شيخ طوسي، (3) دركتاب بسيار نفيس و ارزشمند خود بهنام «الغيبة» آن را ذكر نموده است.اين روايت از حضرت صادق،عليهالسلام، نقل شده است كه ايشانفرمودند:

مطلع نيستبر مكان امام زمان درايام غيبت هيچ كس نه از اولاد امام ونه غير اولاد مگر غلامي كه متصديكارهاي آن حضرت است و فقط او ازمحل امام مطلع است. (4)

به اين روايت استدلال شده كهامام صادق فرمودند:

لايطلع علي موضعه احد منولده و لاغيره.

پس معلوم ميشود كه امام زماناولاد دارد و وقتي فرزند داشت قطعاهمسر هم دارد. لكن مرحوم نعماني (5) كه از اجله علماي اسلام است در كتاب«الغيبة» خود روايت را «من وليه» (6) نقل كرده نه «من ولده» يعني هيچكسنه دوست نه غير دوست بر جايگاهامام زمان، عليهالسلام، مطلع نيستمگر آن خدمتكاري كه متصدي كارهاي آن حضرت است.

با اين نقلي كه مرحوم نعماني ذكرفرموده نميتوان به نقل شيخ طوسياستدلال كرد; زيرا «اذاجاء الاحتمالبطل الاستدلال» و به نظر ميآيد كلمه«ولي» هم بهتر است چون با كلمه مولي كه در انتهاي روايت آمده انسباست و سازگارتر.

مرحوم سيدبنطاووس، در كتابيبه نام «جمال الاسبوع» كه جمعآوريو تدوين فرموده و اعمال هفته را ازشنبه تا جمعه با مستحبات و زياراتو اعمال ذكر نموده از حضرت رضا،عليهالسلام، زيارتي نقل ميكند كهامام هشتم فرموده است: «اين زيارترا براي امام زمان، عليهالسلام،بخوانيد». در فقرهاي از اين زيارتچنين آمده است:

اللهم اعطه في نفسه و اهله وولده و ذريته و امته و جميعرعيته ما تقر عينه و تسر بهنفسه.. (7)

خدايا به امام زمان، عليهالسلام، درمورد خودش، خانواده و اولادش، و ذريه و امت و رعايايش آنقدر عطا فرما كه چشمش روشن و دلش شادمان گردد.

بنابراين زيارت امام زمان،عليهالسلام، نه فقط اولاد بلكه ذريه يعني نوه و غير آن هم دارد. اما به اينزيارت نامه دو اشكال وارد شدهاست. يكي اشكال سندي كه سندش ضعيف است و از اعتبار كافيبرخوردار نيست و ديگر اينكه نظارتي به اين مطلب كه اهل و ذريه آنحضرت مربوط به دوران غيبت باشند ندارد بلكه شايد مربوط بهدوران ظهور و حضور آن بزرگوارباشند.

همچنين سيدبنطاووس (8) از امامهشتم، عليهالسلام، زيارت ديگريبراي امام زمان، عليهالسلام، نقلكرده كه در فقرهاي از آن چنين آمدهاست:

اللهم صل علي ولاة عهده والائمة من ولده (9)

اما بايد توجه داشت در اين مورد نيز دو نقل وجود دارد يكي «الائمة منولده» و ديگري «الائمة من بعده» وچون دو نقل محتمل هستند بههيچكدام نميتوان استدلال بر مدعاكرد. البته ما ميدانيم كه بعد از امامزمان، عليهالسلام، ائمهاي وجودندارد، حال يا فقها، يعني نواب عامامام زمان منظور هستند كه دارايمقام ولايت ميباشند به قرينه كلمهولاة عهد يا مطلب ديگري مورد نظراست لكن به هر حال با وجود دو نقل،نميتوان بطور قطع به هيچكداماستدلال و استناد كرد.

در كتاب «بحارالانوار»، علامهمجلسي، رضواناللهعليه، (10) روايتياز امام صادق، عليهالسلام، دربارهحضرت صاحبالامر، عليهالسلام،نقل ميكند كه فرمودند:

كاني اري نزول القائم فيمسجد السهله باهله و عياله. (11)

اين روايت هم سواي اشكالسندي (12) نظارت به تشريف فرمايي وظهور حضرت دارد چون نزول درمسجد سهله را بيان ميفرمايدبنابراين نميتوان از آن دلالتبرزمان غيبت رابرداشت كرد.

روايت ديگري كه بسيار جالباست و مسعودي (13) كه شيعيان وسنيان قبولش دارند آن را نقل كردهچنين است كه ميگويد: «علي بنحمزه» «وابن السراج» و «ابن ابيسعيد» خدمتحضرت رضا،عليهالسلام، مشرف شدند. علي بنحمزه ميگويد: «عرض كردم يابنرسولالله ما از زبان شما برايشيعيان نقل كردهايم كه هيچ امامي ازدنيا نميرود مگر اينكه فرزند خود راميبيند.» كه ملاحظه ميكنيد اين فقره روايت شامل امام زمان، عليهالسلام،هم ميشود لكن اين را هم جوابدادهاند كه اين ناظر به وقتشهادت يافوت امام، عليهالسلام، است پس اينروايت نيز به اعتبار شمول و صدق برامام زمان، عليهالسلام، ناظر به بعد ازظهور آن حضرت و قبل از شهادتايشان است، و جالب اين است كهوقتي علي بن حمزه اين را عرضميكند امام هشتم ميفرمايد: اضافهكرديد الا امام زمان (14) كه معلومميشود امام زمان، عليهالسلام، درهنگام شهادت يا فرزند ندارد يا اگردارد در آن وقتحضور ندارند.

به هر صورت از مجموع رواياتذكر شده ما هيچ دليلي بر اينكه الانامام زمان، عليهالسلام، زن و فرزندداشته باشد نداريم. ظاهرا اولينكسي كه صريحا به اين مطلب متعرض شده مرحوم آيةالله شيخمحمد تقي شوشتري، قدسسرهالشريف، است كه دربعضي تاليفاتش نوشته امام زمان،عليهالسلام، بعد از ظهور اگر مجاليباشد ازدواج ميكند اما در دورهغيبت هيچ دليلي برانجام اين مسالهنداريم. (15)

پينوشتها:

1. مكارمالاخلاق تاليف شيخ جليل حسن بنالفضل الطبرسي (از اعلام قرن ششم هجري)چاپ انتشارات اعلمي، لبنان ص 196.

2. همان، ص 196.

3. شيخالطائفه ابوجعفر محمدبن الحسنالطوسي(460-385 ق.)

4. عنالمفضلبنعمر قال: سمعت اباعبدالله،عليهالسلام، يقول: ان لصاحب هذاالامرغيبتين.احاهماتطول حتي يقول بعضهم مات و يقولبعضهم قتل و يقول بعضهم ذهب، حتي لايبقيعلي امرهمن اصحابه الانفريسير، لايطلع عليموضعه احد من ولده ولاغيره الا المولي الذي يليامره. «كتاب الغيبة» تاليف شيخ طوسيصص161 - 162 و نيز «بحارالانوار» علامهمجلسي، ج 52، ص 153.

5. الشيخ الاجل محمد بن ابراهيم بن جعفرالنعماني (از اكابر علماي اماميه در قرن سومهجري).

6. «... لايطلع علي موضعه احد من ولي و لاغيره الاالمولي يلي امره»، كتاب الغيبة، ص 114، ح 1.

7.مكيال المكارم، ج 2، ص 73، به نقل از جمالالاسبوع، سيد ابن طاووس، ص 506.

8. رضيالدين ابوالقاسم علي بن موسي بن جعفربن محمد بن طاووس الحسني الحسيني معروفبه ابن طاووس (م 664 ق.)

9. مكيال المكارم، ج 2، ص 76 به نقل از جمالالاسبوع.

10. علامه متتبع مولي محمد باقر مجلسي،قدسسره، (م 1110 ق.)

11. بحارالانوار، ج 52، ص 317.

12. سند اين روايتبدينگونه است: بالاسناد عنالصدوق عنمحمد بن المفضل عناحمدبنمحمدبن غمار عن ابيه عن حمدانالقلانسي عن محمد بن جمهور عن مريم بنعبدالله عن ابي بصير عن ابي عبدالله انه قال: ياابامحمد كاني اري نزول القائم في مسجد السهلةباهله و عياله. قلت: يكون منزله؟ قال نعم...

در اين سلسله سند بعضي رواة همچون «حمدانقلانسي» و «محمد بن عمار» توثيق نشدهاند وبعضي ديگر همچون «محمد بن علي بن المفضل»مجهول و مهمل هستند.

«محمد بن جمهور» نيز شديدا ضعيف است واشكالات ديگر. مگر آنكه بگوييم لزوم شرايطحجييتخبر واحد مخصوص به اخبار مشتمل براحكام فقيهه است و در غير احكام معيار يا موازينديگري مورد توجه و نظر ميباشد كه تفصيل اينبحث از حوصله اين نوشتار خارج است.

13. ابوالحسن علي بن الحسين بن عليالمسعودي (م 345 يا 363ق)، از بزرگان دانشرجال و تراجم و از شخصيتهاي علمي برجستهبوده است.

14. اثبات الوصيه، مسعودي، ص 201.

15. ضروري استبه كتاب نفيس و تحقيقي تاريخالنبي والال به قلم علامه تستري،(م1374-1281ش) از انتشارات دارالشرافه قمصفحات 112 و134 تا 131 مراجعه شود.


نوشته شده توسط مريم | ۲۶ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۰۳:۲۲ | آرشيو نظرات (9) :موضوع |



درباره من
آرشیو مطالب
موضوع بندی مطالب
موضوعي ثبت نشده است
پیوندها
امکانات